السيد محمد حسين الطهراني
319
معاد شناسى (فارسى)
عليهم السّلام هستم ؟ ! حضرت فرمود : آرى سوگند به خداوند كه اى عُمَر ! از خود آنها هستى ! مگر نخوانده اى اين آيه را در قرآن كه خداوند مىفرمايد : سزاوارترين مردم به ابراهيم آن كسانى هستند كه از او پيروى مىكردهاند ؛ و اين پيغمبر و مؤمنين هستند ، و خداوند ولىّ مؤمنان است ! مگر نخوانده اى در قرآن كريم ، گفتار حضرت ابراهيم را در مواجههاش با خداوند ، كه اى پروردگار ! هر كس از من پيروى كند ، او از من است ؛ و هر كس مخالفت امر من كند ، پس تو آمرزنده و مهربان هستى ! ؟ » روايت عطيّه عوفى با جابر در آثار محبّت و لحوق روايت دهم : نيز در كتاب « بشارة المُصطفى » با سلسلهء سند متّصل خود مُعَنعَناً روايت مىكند از أعمش از عَطيّهء عوفى كوفى كه گفت : با جابر بن عبد الله أنصارى براى زيارت قبر أبا عبد الله الحسين ابن علىّ بن أبى طالب عليهما السّلام به كربلا رهسپار شديم ؛ چون وارد كربلا شديم ، جابر از شاطِى الفرات غسل كرد ، و پس از آن لُنگى را به كمر بست و پارچهء ديگرى را چون رِدا بر دوش افكند و كيسه اى را كه در آن عِطر سُعْد بود گشود و آن را بر بدن خود پاشيد ، و گامى برنداشت مگر آنكه به ذكر خداوند تعالى ذاكر بود ، تا آن وقتى كه نزديك قبر شديم گفت به من كه دست مرا بر قبر بگذار ! « 1 »
--> ( 1 ) طبق تواريخ و احاديث جابر در آخر عمر خود نابينا شده است ؛ و